دوشنبه دهم اردیبهشت 1386
| گفت وگو با فریبا بسطامی - خرم آباد |
|
|
| خواب یک رویا |
| |
|
فریبا بسطامی، متولد 54 شهرستان خرم آباد است. لیسانس زبان انگلیسی دارد و در حال حاضر دبیر آموزش و پرورش خرم آباد است. فریبا روح لطیف و آرامی دارد و می گوید؛ عاشق شعرم. از شعر خواندن لذت می برم مخصوصا وقتی در کنار یک شاعر زندگی می کنم که شعرهای زیبا می گوید، او مرا با دنیای شعر آشنا کرده است. فریبا همسر عبدالرضا شهبازی است که چندی قبل در همین ستون با وی آشنا شدیم.
فریبا ادامه می دهد؛ من شعر نمی گویم اما کار ترجمه شعر می کنم و در حال حاضر شعر ویلیام بلیگ را به فارسی ترجمه کرده ام و به صورت یک مجموعه به نام «خواب یک رویا» آماده چاپ دارم. همچنین برای روزنامه «بامداد» لرستان مقالات علمی ترجمه می کنم. وی اضافه می کند؛ مدت ها قبل روی نمایشنامه نویسی نیز کار کردم حتی یکی از نمایشنامه هایم یکبار در مشهد مقام اول را به دست آورد، اما به دلیل مشغله های زندگی نمایشنامه نویسی را ادامه ندادم و اکنون بیشتر فعالیتم را در زمینه تدریس و ترجمه مقالات علمی و شعر خلاصه کرده ام. شعر زیر یکی از ترجمه های فریبا از شاعر توانا ویلیام بلیگ است؛
آواز پرستار
هنگامی که هیاهوی کودکان شنیده می شود و زمزمه هایشان از دره سبز دوباره روزهای جوانیم در خاطرم تداعی می شود رخسارم سرد و پریده می شود آنگاه کودکانم به خانه می آیند و خورشید غروب می کند و شبنم های شب پدیدار می شوند بهارت، روزت، در بازی و زمستانت و شبت با لباسی مبدل هدر می رود |
نوشته شده توسط کلهر در ساعت 9:12 |
لینک
|